هیپنوتيزم ـ تاريخچه
تاريخچه هیپنوتيزم
استفاده از هیپنوتيزم در درمان بيماريها يکی از کهن ترين روشهای درمانی می باشد ولی همچون بسياری از پديده های ديگر، تاريخچه دقيق آن و اينکه اولين بار چه کسی متوجه اين پديده شده، و از آن جهت درمان بيماريها استفاده کرده است، ناشناخته می باشد.
کتيبه های ميخی برجای مانده از ۴۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح ثابت می کنند که سومريان از اين روش آگاه بوده اند.
مغان پارسی يا پيشوايان ايرانيان قبل از اسلام که يکی از طوايف ششگانه مادها بودند هم در درمان بيماران از هیپنوتيزم استفاده می کرده اند.
براساس متون باستانی مصر (پاپيروس های ابرت)، پزشک - روحانيان مصری از بيماران خود می خواستند ديد خود را بر روی قطعه ای از فلز شفاف متمرکز کنند تا القای خلسه صورت پذيرد.
از وقتی که انسان بوده هیپنوتيزم هم بوده است ولی اگر بخواهيم نقطه ای هر چند تقريبی بعنوان شروع هیپنوتيزم علمی و پزشکی تعيين کنيم بدون شک ميتوانيم از پاراسلسوس۱ نام بريم . اين پزشک سوئيسی بجای ارتباط دادن پديده هیپنوز به قدرتهای روحانی و معنوی درسدد شناخت مکانيسم آن برآمد. پاراسلسوس بر اين عقيده بود که نيروی مغناطيسی اجرام آسمانی و ستارگان پس از تداخل و ادغام با هم بر کالبد انسانی تاثير گذاشته موجب بروز برخی بيماريها می شود.
پس از او فرانس آنتون مسمر۲ پزشک اطريشی نظريه مغناطيس حيوانی را مطرح کرد که در واقع ادامه ای بود بر نظريه پاراسلسوس. بنظر مسمر نوعی سياله کيهانی در تمام کائنات جريان داشته که به کره زمين و انسانها گسترش می يافت و اين انرژی ناديدنی مغناطيسی در صورت عدم توارن در نحوه انتشار ميتوانست بر جسم و روح انسانها اثر گذاشته موجب بيماری گردد. بر طبق نظريه مسمر چون مغناطيس قدرت جذب و دفع برخی اجسام را داشت پس ميتوانست بر نيروی مغناطيس موجود در کالبد انسانها نيز اثر گذار باشد.
مسمر نظريه خود را در عمل با روش های درمانی ساحرانه که پيش از او مرسوم بود آميخت و تشکيلات درمانی عريض و طويلی بوجود آورد. او که فردی ثروتمند بود از بيماران پول نمی گرفت و در راه اثبات نظريه خود کوشش بسيار کرد. مسمر بيماران را در تالار بزرگی جمع ميکرد در وسط تالار حوضچه ای پر از آب، از جنس چوب بلوط قرار داشت که تعداد زيادی قطعات کهربا در آن گذاشته بودند. بيماران گرد حوضچه می نشستند و ميله ای را که سر ديگرش به مغناطيس درون آب متصل بود بغل ميکردند. تالار کم نور و آرام بود و موسيقی يکنواختی پخش ميشد. و در اين فضا مسمر که شنل بلند و ارغوانی بر تن و گرز يا عصائی در دست داشت وارد تالار ميشد و با دستان خود، يا با ميله ای به سمت بيماران و اعضای دردمندشان اشاره ميکرد. بيماران غالبا دچار واکنش های شديدی ميشدند که از سرفه تا تشنج متغير بود مسمر بروز اين حالتها را شرط لازم و کافی جهت درمان بيماران ميدانست. سراسر زندگی مسمر صرف مبارزه با جاهلان و حسودانی گشت که نه تنها حاضر به پذيرش تاثيرات درمانی روش او نشدند، که به مبارزه با او پرداخته، از زادگاهش تبعيد کردند. مسمر در فرانسه به فعاليت خود ادامه داد ولی در آنجا هم رهايش نکردند. بطوريکه کار بالا گرفت و موضوع به دربار لوئی شانزدهم کشيده شد. نتيجه آن شد که استفاده از روش مسمر ممنوع گشت. مسمر سالهای پايانی عمر خود را در دهکده ای کوهستانی و دورافتاده در سوئيس گذراند و همانجا فوت کرد.
در سال ۱۸۱۳ يک کشيش بنام آبه فاريا۳ نظريه مسمر را تصحيح کرد و اظهار داشت که جهت ايجاد خلسه نيازی به سياله کيهانی يا مغناطيس حيوانی نيست و او با توجه به تعاليمی که در مشرق زمين و هند ديده ميتواند از طريق تلقين در بيماران خلسه ايجاد کند.
پروفسور برجسته فرانسوی الکساندر برتراند۴ نظريه اين کشيش را تاييد کرده در ادامه چنين ابراز داشت که صرف تلقين برای ايجاد خلسه کافی نيست و نحوه تصور و تجسم بيمار نقش بسيار مهمی در درمان ايفا ميکند.
برخورد تصادفی با اين پديده، آنهم در تماشاخانه و بعنوان وسيله ای جهت تفريح، سبب شد تا دکتر جيمز بريد۵ به يک سری تحقيقات علمی در مورد هیپنوتيزم که در زمان او خواب شفاف ناميده ميشد بپردازد. او نتيجه تحقيقات خود راکه شامل استفاده های هیپنوتيزم در جراحی هم ميشد بصورت مقاله ای مستند و علمی به جامعه توسعه و گسترش علوم انگلستان ارائه کرد.ولی اين تحقيقات مورد توجه قرار نگرفت. دکتر جيمز بريد اولين کسی بود که نام هیپنوز را بر اين پديده نهاد.
هیپنوتيزم در طول تاريخ همواره مورد تقبيح يا تمسخر پزشکان و محافل علمی رسمی قرار ميگرفت و اين علاقه شخصی بعضی از پزشکان بود که سبب پيشرفت و شناساندن آن شد. اولين مرکز درمانی دانشگاهی که بطور رسمی از هیپنوتيزم در درمان بيماران استفاده کرد دانشکده پزشکی نانسی بود. رئيس اين دانشکده فرانسوی پروفسور هیپوليت برنهايم۶ ، عصب شناسی (نورولوژيست) برجسته بود که پس از آشنايی با روش هیپنوز و مفيد بودن آن در درمان برخی بيماريها استفاده از آن را در درمانگاههای دانشکده نانسی رسمی کرد.
تاريخچه هیپنوتيزم فراز و نشيب های بسياری داشته و نام پزشکان و دانشمندان زيادی در آن به چشم می خورند ولی گذشته از نام مسمر که معروفيت خاص خود را دارد نامی که از همه معروفتر است زيگموند فرويد۷ دانشمند اطريشی و مبتکر روش روانکاوی ميباشد. فرويد قبل از آنکه نظريات معروف خود را در زمينه روانشناسی و ضمير ناخودآگاه و...ارائه دهد بهمراه دکتر ژوزف بروئر۸ بر روی هیپنوتيزم تحقيق می کرد. در حقيقت، بخشی از اکتشافات بعدی فرويد برخاسته از تجربيات دکتر بروئر ميباشند. بعدها فرويد متوجه شد که نمی تواند بر مقاومت برخی بيماران فائق آيد و همه بيماران براحتی وارد خلسه نميشوند. البته بباور برخی مورخين اين رشته، فرويد شخصيتی خجالتی داشت و نميتوانست به چشمان بيماران خيره شود، روشی که در آنزمان جهت القا خلسه هیپنوتيزمی تقريبا ضروری بود.بهر حال فرويد هیپنوتيزم درمانی را رها کرده روش ديگری در درمان بيماران ابداع کرد بنام روانکاوی (تداعی آزاد) که امروزه يکی از روشهای کلاسيک رواندرمانی ميباشد.
فرويد هیپنوتيزم را رها کرد ولی اين علم به گسترش خود ادامه داد و در طول جنگ جهانی اول و پس از آن بطور وسيع جهت درمان حالات روحی سربازانی که از جنگ صدمه ديده بودند مورد استفاده قرار گرفت.
در سال ۱۹۵۳ کميته ای در انجمن پزشکان انگلستان متشکل از چند روانشناس و روانپزشک تشکيل يافت تا در مورد هیپنوتيزم و استفاده درمانی از آن بطور جدی و دقيق تحقيق کنند. نتيجه تحقيقات اين کميته ثابت کرد که از هیپنوتيزم ميتوان بعنوان يک روش کاملا علمی، نه تنها در راستای درمان بيماريهای سايکوسوماتيک و سايکونوروتيک استفاده کرد، که در کارهای دندانپزشکی، زايمان بی درد و تسکين انواع دردها و در جراحيها هم نتايج سودمندی دربر دارد.
امروزه از هیپنوتيزم در بسياری از موارد درمانی و غير درمانی همچون افزايش اعتماد بنفس و قدرت يادگيری و... استفاده ميشود.ولی بايد پذيرفت که هنوز هم جهت شناساندن هیپنوتيزم علمی و پزشکی راه طولانی در پيش است هنوز هم برداشتهای موجود در جامعه جهانی جلوه واقعی هیپنوتيزم را منعکس نميکنند.
1-Paraselsus (1493- 1541)
2-Franz Anton Mesmer (1734- 1815)
3-Abbe Faria (1755- 1819)
4-Alexandre Bertrand
5-James Braid (1795- 1860)
6-Hippolyte Bernheim (1843- 1919)
7-Sigmund Freud (1856- 1939)
8-Joseph Breuer
|
+| نوشته شده توسط
دکتر رشاد در شنبه دوازدهم آذر 1384
|