تبليغاتX
سایت شخصی دکتر رشاد - آزمایشی
سایت آزمایشی دکتر رشاد
 اثرات و علائم مصرف كانابيس

کوکائين ـ گياه شناسی

گياه شناسی اريتروکسيلوم کوکا

کوکائين از حمله داروهای غيرصناعی و کاملا طبيعی ميباشد که از برگهای گياه بوته شکلی بنام کوکا يا اريتروکسيلوم کوکا  استخراج ميشود.

خانواده: اريتروکسيلاسه آ

دسته: اريتروکسيلوم

گونه:  کوکا يا نواگراناتنس 

نامهای شايع: هانوکو

طبقه بندی اثرات: محرک

مشخصات: اريتروکسيلوم کوکا يکی از گياهان بومی آمريکای جنوبی ميباشد که به شکل بوته و در مناطق مرتفع در کوههای آند جنوبی ميرويد. از برگهای اين گياه کوکائين بدست ميآيد و در حال حاضر کشورهای بوليوی، پرو و کلمبيا عمده ترين توليدکنندگان اين ماده در جهان ميباشند.  ميزان کوکائين موجود در برگهای گياه از O.1% to 0.9%. متغير است درصد کوکائين موجود در بوته هايی که در ارتفاعات بالاتر ميرويند نسبت به گياهان واقع در نواحی پايين تر کوه بيشتر ميباشد

ترکيبات موجود در برگهای کوکا : برگهای کوکا از نظر ميزان کالری و انواع مواد غذايی موجود در آنها يکی از غنی ترين و پربارترين انواع برگهای گياهی ميباشند که بصورت دم کرده و يا در غذاهای مختلف مصرف ميشوند. برگهای چای، قهوه  و بابونه و ديگران هيچکدام باندازه اين گياه پر بار و کامل نيستند. طبق تحقيقات انجام شده و آناليز برگهای کوکا از نظر ترکيبات شيميائی موجود در آن، مواد زير در برگهای کوکا يافت شده اند: چربيها، پروتئين ها، کربوهيدراتها، مواد معدنی شامل؛ کلسيم، فسفر، آهن، منيزيوم، پتاسيم، سديم و اسکوربيک اسيد ، ويتامين ها شامل؛ آ ٬ای٬ کا  و بالاخره فيبرهای غذايی.

درصد پروتئين موجود در اين برگها بيش از گوشت ميباشد ۱۹.۹ درصد در مقابل ۱۹.۴ درصد. درصد کلسيم موجود ۲.۲ درصد بوده از شير متراکم بيشتر است. مقدار ويتامين بی۱ برگهای کوکا از هويج تازه بيشتر است. با توجه به اعداد و ارقام فوق   دليل اهميت فوق العاده بالای اين گياه نزد بوميان آند مشخص ميشود و درک تاريخچه اين گياه که در بخش مشخصات عمومی کوکائين آورده ام و نقش تاريخی اش آسانتر ميگردد. . 

|+| نوشته شده توسط دکتر رشاد در یکشنبه سیزدهم آذر 1384  |
 كانابيس يا شيره گياه شاهدانه
 

کانابیس ـ  گياه شناسی

aگياه شناسی شاهدانهc

 

 

 طبقه بندی گياهی

 

  • خانواده: کاناباسه آ

  • دسته: کانابيس

  • گونه: اينديکا، ساتيوا و رودراليس

  • اسامی شايع :  ماری جوآنا، ماری هوآنا، پات، ويد، گراس، ماری جين

  • گروه بندی اثرات: محرک، مسکر (سکرآور)، مخدر، تقويت کننده روان 

 

 

 مشخصات عمومی

 

کانابيس گياهی پرپشت با گلهای سخت و متراکم که جزو گياهان يکساله بوده و رشد سريعی دارد. از برگها و گلهای آن تی اچ سی بدست ميايد که رايجترين داروی روانگردان ممنوع در کل دنيا می باشد و از ساقه آن در ساخت طناب و لباس استفاده ميشود. استفاده از کانابيس در پزشکی و صنعت، در کنار استفاده تفريحی از آن٬ به زمانهای بسيار قديم برميگردد.کانابيس دو گونه مهم دارد بنامهای کانابيس اينديکا و کانابيس ساتيوا  

 

 

 گونه اينديکا  Indica
 

 قويترين گونه بوده؛ حشيش و انواع قوی گراس همچون اسكانكا  را از آن استخراج ميکنند. گياهيست نسبتا کوتاه (بارتفاع ۳ تا ۶ فوت)، با برگهای فربه، که برجستگيهای کوتاه و پهنی دارند و جوانه هايی متمايل به رنگ ارغوانی. رنگ برگها سبز تيره بوده، با سايه ای ارغوانی همراه است و هرچه به بلوغ نزديکتر ميشوند رنگ ارغوانی واضحتر ميگردد. بوی تند ، زننده و متعفن از جمله مشخصه های اين گونه ميباشد. سيگار ساخته شده از اين گونه برخلاف گونه ساتيوا سنگين بوده ميتواند موجب سرفه گردد. بطور سنتی حشيش را از اين گونه کانابيس درست ميکنند. اين گونه در خاورميانه و هند بوفور يافت ميشود . همچنين در آسيای مرکزی و بويژه در افغانستان، کشمير و پاکستان فراوان است.

 


 گونه ساتيوا  Sativa  
 

اين گونه که بنام Hemp نيز مشهور است.از زمانهای قديم جهت ساخت طناب و الياف مورد استفاده قرار می گرفته است. مصرف آن غالبا بصورت دود کردن بوده، برخلاف گونه اينديکا که خواب آور و سست کننده است؛سطح هوشياری و فعاليتهای مغزی را بالا ميبرد. و سيگار درست شده از برگهای آن ملايم ميباشد. ميزان تی اچ سی گياه در قسمتهای بالايی آن بيشتر ميباشد. از نظر ظاهری؛ گياهيست بسيار بلند، درحدود ۸ تا ۱۲ فوت با برگهای نازک برنگ سبز روشن. جوانه های ساتيوا هم نازک و بلند بوده و بويی مطبوع دارند. در نواحی استوائی رنگ جوانه ها در زمان رسيدن متمايل به قرمز ميگردد ولی در مناطق سردتر متمايل به ارغوانی ميباشند. 

 

 

 گونه رودراليس  ruderalis

 

گونه ديگری که به کانابيس نسبت ميدهند ولی هنوز مورد بحث ميباشد رودراليس نام دارد و در روسيه، لهستان و ديگر کشورهای اروپای شرقی يافت ميشود. ارتفاع نسبتا کوتاه (در حدود ۴ تا ۶ فوت)، بذر درشت و تی اچ سی پايين از مشخصات اين گونه ميباشد.

 

 

 

 

اين مطلب کامل نيست

|+| نوشته شده توسط دکتر رشاد در یکشنبه سیزدهم آذر 1384  |
 تاريخچه هیپنوتيزم

هیپنوتيزم ـ تاريخچه

تاريخچه هیپنوتيزم

استفاده از هیپنوتيزم در درمان بيماريها يکی از کهن ترين روشهای درمانی می باشد ولی همچون بسياری از پديده های ديگر، تاريخچه دقيق آن و اينکه اولين بار چه کسی متوجه اين پديده شده، و از آن جهت درمان بيماريها استفاده کرده است، ناشناخته می باشد.

کتيبه های ميخی برجای مانده از ۴۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح ثابت می کنند که سومريان از اين روش آگاه بوده اند.

مغان پارسی يا پيشوايان ايرانيان قبل از اسلام که يکی از طوايف ششگانه مادها بودند هم در درمان بيماران از هیپنوتيزم استفاده می کرده اند.

براساس متون باستانی مصر (پاپيروس های ابرت)، پزشک - روحانيان مصری از بيماران خود می خواستند ديد خود را بر روی قطعه ای از فلز شفاف متمرکز کنند تا القای خلسه صورت پذيرد.

 از وقتی که انسان بوده هیپنوتيزم هم بوده است ولی اگر بخواهيم نقطه ای هر چند تقريبی بعنوان شروع  هیپنوتيزم علمی و پزشکی تعيين کنيم بدون شک ميتوانيم از پاراسلسوس۱ نام بريم . اين پزشک سوئيسی بجای ارتباط دادن پديده هیپنوز به قدرتهای روحانی و معنوی درسدد شناخت مکانيسم آن برآمد. پاراسلسوس بر اين عقيده بود که نيروی مغناطيسی اجرام آسمانی و ستارگان پس از تداخل و ادغام با هم بر کالبد انسانی تاثير گذاشته موجب بروز برخی بيماريها می شود.

پس از او فرانس آنتون مسمر۲ پزشک اطريشی نظريه مغناطيس حيوانی را مطرح کرد که در واقع ادامه ای بود بر نظريه پاراسلسوس. بنظر مسمر نوعی سياله کيهانی در تمام کائنات جريان داشته که به کره زمين و انسانها گسترش می يافت و اين انرژی ناديدنی مغناطيسی در صورت عدم توارن در نحوه انتشار ميتوانست بر جسم و روح انسانها اثر گذاشته موجب بيماری گردد. بر طبق نظريه مسمر چون مغناطيس قدرت جذب و دفع برخی اجسام را داشت پس ميتوانست بر نيروی مغناطيس موجود در کالبد انسانها نيز اثر گذار باشد.

مسمر نظريه خود را در عمل با روش های درمانی ساحرانه که پيش از او مرسوم بود آميخت و تشکيلات درمانی عريض و طويلی بوجود آورد. او که فردی ثروتمند بود از بيماران پول نمی گرفت و در راه اثبات نظريه خود کوشش بسيار کرد. مسمر بيماران را در تالار بزرگی جمع ميکرد در وسط تالار حوضچه ای پر از آب، از جنس چوب بلوط قرار داشت که تعداد زيادی قطعات کهربا در آن گذاشته بودند. بيماران گرد حوضچه می نشستند و ميله ای را که سر ديگرش به مغناطيس درون آب متصل بود بغل ميکردند. تالار کم نور و آرام بود و موسيقی يکنواختی پخش ميشد. و در اين فضا مسمر که شنل بلند و ارغوانی بر تن و گرز يا عصائی در دست داشت وارد تالار ميشد و با دستان خود، يا با ميله ای به سمت بيماران و اعضای دردمندشان اشاره ميکرد. بيماران غالبا دچار واکنش های شديدی ميشدند که از سرفه تا تشنج متغير بود مسمر بروز اين حالتها را شرط لازم و کافی جهت درمان بيماران ميدانست. سراسر زندگی مسمر صرف مبارزه با جاهلان و حسودانی گشت که نه تنها حاضر به پذيرش تاثيرات درمانی روش او نشدند، که به مبارزه با او پرداخته، از زادگاهش تبعيد کردند. مسمر در فرانسه به فعاليت خود ادامه داد ولی در آنجا هم رهايش نکردند. بطوريکه کار بالا گرفت و موضوع به دربار لوئی شانزدهم کشيده شد. نتيجه آن شد که استفاده از روش مسمر ممنوع گشت. مسمر سالهای پايانی عمر خود را در دهکده ای کوهستانی و دورافتاده در سوئيس گذراند و همانجا فوت کرد.

در سال ۱۸۱۳ يک کشيش بنام آبه فاريا۳ نظريه مسمر را تصحيح کرد و اظهار داشت که جهت ايجاد خلسه نيازی به سياله کيهانی يا مغناطيس حيوانی نيست و او با توجه به تعاليمی که در مشرق زمين و هند ديده ميتواند از طريق تلقين در بيماران خلسه ايجاد کند.

پروفسور برجسته فرانسوی الکساندر برتراند۴ نظريه اين کشيش را تاييد کرده در ادامه چنين ابراز داشت که صرف تلقين برای ايجاد خلسه کافی نيست و نحوه تصور و تجسم بيمار نقش بسيار مهمی در درمان ايفا ميکند. 

برخورد تصادفی با اين پديده، آنهم در تماشاخانه و بعنوان وسيله ای جهت تفريح، سبب شد تا دکتر جيمز بريد۵ به يک سری تحقيقات علمی در مورد هیپنوتيزم که در زمان او خواب شفاف ناميده ميشد بپردازد. او نتيجه تحقيقات خود راکه شامل استفاده های هیپنوتيزم در جراحی هم ميشد بصورت مقاله ای مستند و علمی به جامعه توسعه و گسترش علوم انگلستان ارائه کرد.ولی اين تحقيقات مورد توجه قرار نگرفت. دکتر جيمز بريد اولين کسی بود که نام هیپنوز را بر اين پديده نهاد.

هیپنوتيزم در طول تاريخ همواره مورد تقبيح يا تمسخر پزشکان و محافل علمی رسمی قرار ميگرفت و اين علاقه شخصی بعضی از پزشکان بود که سبب پيشرفت و شناساندن آن شد. اولين مرکز درمانی دانشگاهی که بطور رسمی از هیپنوتيزم در درمان بيماران استفاده کرد دانشکده پزشکی نانسی بود. رئيس اين دانشکده فرانسوی پروفسور هیپوليت برنهايم۶ ، عصب شناسی (نورولوژيست) برجسته بود که پس از آشنايی با روش هیپنوز و مفيد بودن آن در درمان برخی بيماريها استفاده از آن را در درمانگاههای دانشکده نانسی رسمی کرد.

 تاريخچه هیپنوتيزم فراز و نشيب های بسياری داشته و نام پزشکان و دانشمندان زيادی در آن به چشم می خورند ولی گذشته از نام مسمر که معروفيت خاص خود را دارد نامی که از همه معروفتر است زيگموند فرويد۷ دانشمند اطريشی و مبتکر روش روانکاوی ميباشد. فرويد قبل از آنکه نظريات معروف خود را در زمينه روانشناسی و ضمير ناخودآگاه و...ارائه دهد بهمراه دکتر ژوزف بروئر۸ بر روی هیپنوتيزم تحقيق می کرد. در حقيقت،  بخشی از اکتشافات بعدی فرويد برخاسته از تجربيات دکتر بروئر ميباشند. بعدها فرويد متوجه شد که نمی تواند بر مقاومت برخی بيماران فائق آيد و همه بيماران براحتی وارد خلسه نميشوند. البته بباور برخی مورخين اين رشته، فرويد شخصيتی خجالتی داشت و نميتوانست به چشمان بيماران خيره شود، روشی که در آنزمان جهت القا خلسه هیپنوتيزمی تقريبا ضروری بود.بهر حال فرويد هیپنوتيزم درمانی را رها کرده روش ديگری در درمان بيماران ابداع کرد بنام روانکاوی (تداعی آزاد) که امروزه يکی از روشهای کلاسيک رواندرمانی ميباشد.

فرويد هیپنوتيزم را رها کرد ولی اين علم به گسترش خود ادامه داد و در طول جنگ جهانی اول و پس از آن بطور وسيع جهت درمان حالات روحی سربازانی که از جنگ صدمه ديده بودند مورد استفاده قرار گرفت.

در سال ۱۹۵۳ کميته ای در انجمن پزشکان انگلستان متشکل از چند روانشناس و روانپزشک  تشکيل يافت تا در مورد هیپنوتيزم و استفاده درمانی از آن بطور جدی و دقيق تحقيق کنند. نتيجه تحقيقات اين کميته ثابت کرد که از هیپنوتيزم ميتوان بعنوان يک روش کاملا علمی، نه تنها در راستای درمان بيماريهای سايکوسوماتيک و سايکونوروتيک استفاده کرد، که در کارهای دندانپزشکی، زايمان بی درد و تسکين انواع دردها و در جراحيها هم نتايج  سودمندی دربر دارد.

امروزه از هیپنوتيزم در بسياری از موارد درمانی و غير درمانی همچون افزايش اعتماد بنفس و قدرت يادگيری و... استفاده ميشود.ولی بايد پذيرفت که هنوز هم جهت شناساندن هیپنوتيزم علمی و پزشکی راه طولانی در پيش است هنوز هم برداشتهای موجود در جامعه جهانی جلوه واقعی هیپنوتيزم را منعکس نميکنند.

 


1-Paraselsus (1493- 1541)

2-Franz Anton Mesmer (1734- 1815)

3-Abbe Faria (1755- 1819)

4-Alexandre Bertrand

5-James Braid (1795- 1860)

6-Hippolyte Bernheim (1843- 1919)

7-Sigmund Freud (1856- 1939)

8-Joseph Breuer


|+| نوشته شده توسط دکتر رشاد در شنبه دوازدهم آذر 1384  |
 چرا آمفتامين ها و شيشه

آمفتامين ها ـ دليل اعتياد

چرا آمفتامين ها و شيشه  

 

آمفتامين ها را از دو زاويه ميشود بررسی کرد يکی جنبه داروئی اين ترکيبات است ديگری جنبه سو مصرف يا اعتيادآور بودن اين ترکيبات داروئی. آمفتامين ها قبل از آنکه يک ماده اعتيادآور باشند نوعی دارو محسوب ميشوند و از اين نظر مثل تمام داروهای موجود قابل بحث و بررسی ميباشند و من هم بخشی را به اين بحث اختصاص داده ام. اما آنچه که اين داروها را برای ما و بجرات ميتوان ادعا کرد برای بشر امروزی مهم ميکند بيش از آنکه بعد داروئی آمفتامبن ها باشد معضل اعتيادآور بودن اين ترکيبات داروئی است. اين حقيقتی دردناک و شرم آور و غير قابل بخشش است که مافيای مواد مخدر در دنيا، همواره چند گام جلوتر از سردمداران حکومتها حرکت ميکند و در حاليکه روسا و مديران دول دنيا سرگرم جنگ و جدلهای بيهوده سياسی و مذهبی و اقتصادی هستند، سودجويان و تاجران مرگ در اتاق پهلوئی اين روسا در حال بحث و بررسی بهترين راهها و روشها جهت رونق بخشيدن بر تجارت خود ميباشند. چنين است که دولتها تا ميايند راههای مبارزه با يک نوع اعتياد را ياد بگيرند مافيای اعتياد ماده ديگری عرضه ميکند و بايد سالها بگذرد تا روسا بتوانند راهی برای مبارزه صحيح با اعتياد جديد بيابند و اين چرخه در حال تکرار بوده و هست. درواقع مافيای اعتياد دقيقا مثل يک شرکت تجاری موفق و يک کارخانه عمل ميکند دائما بازار مصرف را تحت نظر دارد بررسی ميکند تا نيازهای جديد بازار را بيابد و اشکالات و معايب کالای خود را رفع کند يا کالائی جديد منطبق بر شرايط بازار و نيازهای مصرف کنندگان توليد و عرضه کند. اين تجار موفق حتی ترکيب سنی جمعيت جهان در کشورهای مختلف را و سطح تحصيلات و آداب و رسوم و فرهنگ و سنن ملتها را می سنجند و در تنطيم فغاليتهای تجاری خود و نوع کالائی که عرضه ميکنند به اين نکات توجه کامل دارند. آيا دولتمردان جهان و کشور ما هم اين چنين کلاسيک و علمی عمل ميکنند؟ 

 يکی از محصولات چرخه فوق و نبوغ مافيای اعتياد آمفتامين ها ميباشند. اين ترکيبات در سال ۱۸۸۷ ساخته شدند ولی از سال ۱۹۳۰ رسما به بازار داروئی وارد شدند و از سال ۱۹۵۰زنگهای خطر در مورد اعتيادآور بودن اين مواد بصدا درآمدند و در طی دهها سال گذشته بعنوان يک ماده اعتيادآور مطرح بوده اند و کاملا شناخته شده. حال يک سوال مطرح ميشود چرا اين مواد پس از گذشت دهها سال در بازار ايران مطرح ميشوند و اينهمه مصرف کننده پيدا ميکنند؟ پاسخ اين سوال را در فوق داده ام ولی موضوع را کمی بيشتر باز ميکنم تا نبوغ مافيای اعتياد و جهالت مسئولين محترم را بيشتر بفهميم و خود بتوانيم کاری کنيم. سالهاست که ترياک و مشتقات ديگر آن مثل هروئين و مورفين اصلی ترين ماده اعتيادآور خانمانسوز در ايران هستند حال، آمفتامين ها و کرک به جنگ ترياک که نه، به کمک ترياک آمده اند و موفق هم بوده اند. چرا آمده اند و چرا موفق بوده اند، بنابر دلائل زير.  

  • نيمی از جمعيت ايران را جوانان و نوجوانان تشکيل ميدهند؛ يعنی ۳۵ ميليون نفر. اين درحاليست که بيکاری بيداد ميکند و اين بيکاران دنبال تفريحند. تفريح سالم محدود است و پول ميخواهد. اشتباه نشود مواد مخدر برای تازه کارها همواره برايگان عرضه ميشود.

  • درصد بالائی که من از بيانش شرم دارم (البته بايد مسئولين امر شرم داشته باشند و ندارند) زير خط فقر زندگی ميکنند اين يعنی والدين جوانان و نوجوانان بيکار ياد شده، از بامدادان تا شامگاهان دغدغه ای جز تهيه پول نميتوانند داشته باشند و هرکدام مشغول به دو، سه، يا چهار شغل کاذب و کم درآمد هستند و درنتيجه آنچنان که بايد نميتوانند (نه اينکه نميخواهند) بر بچه های خود نظارت داشته باشند.

  • روحيات، علائق، امکانات، رفتار، اعتقادات و ديگر ويژگيهای جوانان با آمفتامين ها سازگارتر است تا ترياک.

  • مردم ما و بويژه جوانان و نوجوانان اعتياد به ترياک را و عوارض و بدبختيهای ناشی از آن را ديده اند و ميشناسند جوان ما پدرش يا برادرش يا يکی از اقوامش به ترياک معتاد بوده و از ترياک چندان دل خوشی ندارد ولی آمفتامين ها را نميشناسد.    

  • در مقايسه با دو دهه گذشته، سطح تحصيلات جوانان چه دانشگاهی و چه غيردانشگاهی، بسيار بالاتر است. تحصيلکرده ها به آمفتامين ها بيش از ترياک تمايل دارند. 

  • ترياک مخدر است، آمفتامين ها محرک. گذشته از مفهوم عملی مخدر که تخدير کننده فرد ميباشد، واژه مخدر در ضمير آگاه و ناخودآگاه مردم ما نفوذ کرده و با يک بار منفی همراه است. اين بار منفی را آمفتامين ها ندارند.

  • ترياک موجب انزوای فرد ميشود، آمفتامين ها فرد را به جمع ميبرند. کسی که ترياک مصرف کرده دوست دارد در گوشه ای چرت بزند و سيگار بکشد ولی آمفتامين ها فرد را پرحرف ميکنند و بشاش و پرانرژي. البته مصرف شيشه بخاطر عارضه بدبينی امکان دارد درنهايت به انزوای فرد منجر شود.

  • ترياک فرد را خموده و خواب آلوده ميکند، آمفتامين ها دشمن خواب هستند و اين مطابق نياز جمعيت چندميليونی دانشجويی ما هم هست.(برای بيدار ماندن و مطالعه) حتی بجهت انرژی که به شخص ميدهد برای ورزشکاران هم مناسبتر از ترياک هستند.

  • مقدار زمانی که مصرف کننده ترياک در طی روز صرف ميکند در مقايسه با شيشه و اسپيد بسيار زياد است. (درصد قابل توجهی از بيماران من دقيقا به اين نکته بعنوان دليلی جهت ترک اعتيادشان به ترياک اشاره کرده اند.)

  • مصرف ترياک مقدمات خاصی و امکاناتی و مکانی ميطلبد، مصرف آمفتامين ها حتی درصورت تدخين، بسيار آسان است.سخت بودن مصرف ترياک بويژه برای جوان و نوجوانی که از خود امکاناتی چون خانه ندارد مانع پيشرفت اعتيادش ميشود و آمفتامين ها اين مشکل را ندارند! ( بيماری داشتم، خانمی جوان، با ۳ سال سابقه اعتياد به ترياک. ايشان بنابردلائلی بمدت يک ماه از خانه خود دور ميافتند و چون ديگر امکان مصرف تدخينی ترياک را نداشته اند و مصرف خوراکی هم نميتوانستند يا نميخواستند، به کرک که مصرفش راحت تر است روی میآورند و درنتيجه به کرک معتاد ميشوند)  

  • در فرهنگ ما کسی را که ترياک مصرف ميکند با لغات و اصطلاحات زشت و تمسخرآميزی مورد خطاب قرار ميدهند و اين مانعی در راه گسترش اعتياد به ترياک است که درمورد آمفتامين ها وجود ندارد و اين را مافيای اعتياد ميداند   

  • ترياک با روحيات قشر جوان و نوجوان چندان سازگار نيست، آمفتامين ها هستند

  • مردم ما در گذر سالها تجربه! بويژه با ترياک آشنا هستند؛ علائم مصرف، خصوصيات ظاهری، نحوه مصرف و ديگر مشخصات ترياک را مردم ما ميشناسند ولی آمفتامين ها را نه. تصورش را بکنيد پدر و مادری در جيب فرزندشان ترياک بيابند؛ چه ميشود؟ اين را مقايسه کنيد با قرص آمفتامين. ترياک را همه ميشناسند،  آمفتامين را چند درصد از مردم ما ميشناسند؟. شناسائی شدن جوان و نوجوان معتاد به ترياک مانعی در مسير گسترش اعتياد است

  • هروئين ناميست مشهور برای مردم ما نامی توام با ترس و وحشت. حتی وقتی از بيماران وابسته به ترياک هم درمورد اعتيادشان به هروئين فقط سوال ميکنم، بسياری از ايشان يک متری میپرند يا در جايشان جابجا ميشوند و با اعتراض و محکم ميگويند نه!، خدانکند!، اصلا! و از اين قبيل حرفها. اين يعنی بسياری از مردم ايران درگذر زمان و در اثر بدبختيهايی که از هروئين ديده اند، نسبت به هروئين واکسينه شده اند. ولی آمفتامين ها و کرک را اصلا نميشناسند و درصد زيادی از بيماران من فقط بخاطر نشناختن آمفتامين و کرک و بخيال اينکه از هروئين بهتر هستند مصرف کرده اند.

مطالب فوق را مافيای اعتياد بخوبی درک کرده و براساس اين حقايق اقدام به عرضه انواع آمفتامين ها و کرک در بازار ايران کرده است. اميدوارم دولتمردان ما هم درک کنند، بويژه وزير محترم بهداشت مسئولين سازمان مبارزه با مواد مخدر و ....  


1 Attention-Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD)

2 Amphetamine

3 Dextroamphetamine

4 Methamphetamine

5 Narcolepsy

6 Monoamine Neurotransmitters

7 Serotonin, Epinephrine, Norepinephrine, Dopamine

8 Monoamine Oxidase (MAO) Inhibitor

9 Ventral Tegmental area 

10 Nucleus Accumbens 

11 Frontal Cortex

12  Extended-Release Capsules

13  Hay Fever

14  Beta-adrenergic Blocking Agents 

15  Tricyclic Antidepressants

16  Anxiety or Tension

17  Glaucoma

18  Tourette's Syndrome

19  Well-Being

|+| نوشته شده توسط دکتر رشاد در شنبه دوازدهم آذر 1384  |
 اعتياد ـ علل

اعتياد ـ علل 

علل پیدایش و تداوم اعتیاد

 در این بخش ابتدا نظر شخصی خود را بیان میدارم، که حاصل نزدیک به ده سال کار در زمینه ترک اعتیاد و تحقیقی که بر روی ۲۵۰۰بیمار انجام داده ام میباشد، سپس اشاره ای میکنم به دلایلی که در کتب و مقالات علمی در این زمینه وجود دارند.

نکته ای که بايد مورد توجه عزيزان قرار داشته باشد، چند علتی بودن اعتیاد است. درواقع ۳ گروه از عوامل در پيدايش و ادامه اين بيماری نقش دارند که شامل عوامل روانشناختی، زیست شناختی و اجتماعی ميشوند. این موضوع از دو جنبه حائز اهمیت میباشد. نخست آنکه، هیچگاه نمیتوان یک دلیل واحد برای اعتیاد معرفی کرد و در قریب باتفاق موارد بیش از یک علت موجب بيماری گشته است. دوم آنکه، اگر در علل اعتیاد دقت کنید متوجه میشوید که این علل در کشورهای مختلف با هم تفاوت دارند. پرواضح است که مردمان هر کشوری ویژگیهای روانشناختی و بعضا حتی زیست شناختی خاص خود را دارند. ضمن آنکه، قوانین و آداب و سنن و بطور کلی ویژگیهای اجتماعی کشورها یکسان نمیباشند. اهمیت این موضوع از آن جهت است که همچون دیگر علوم، کتب و مقالات علمی معتبر موجود در این زمینه ایرانی نمیباشند؛ یعنی نویسندگان این کتب، بیمارانی که مورد بررسی قرار گرفته اند و بالاخره، جامعه مورد مطالعه، ایرانی نبوده اند. بنابراین نمیتوان و نبايد به مطالب این کتابها اعتماد کامل داشت، درعوض بايد بيشتر بکوشيم و بيماری اعتياد را در جامعه خود و بيماران ايرانی مورد مطالعه و بررسی قرار دهيم. متاسفانه، با آنکه اعتیاد شایعترین بیماری و معضل این مملکت، و هولناکترین درد این مردم است، آنچنان که باید و شايد مورد توجه مراکز و اشخاص دارای امکانات تحقیقاتی قرار نگرفته است و تکيه بر منابع خارجی بنابه دلايلی که گفتم میتواند گمراه کننده باشد. مثال کوچکی عرض میکنم و بعد به اصل مطلب میردازم: در آمریکا؛ شایعترین ماده مورد سو مصرف، ماری جوآنا ميباشد و دومین اعتیاد مربوط میشود به کوکائین. در حالیکه در کشور ما، کوکائین شاید رتبه آخر را داشته باشد و در مورد ماری جوآنا هم با آنکه در کشور ما انواع دیگر آن (حشیش و گراس و..)شایع میباشند ولی علل و شرایط مصرف حشیش در ایران بسیار متفاوت از آمریکا میباشد. ويژگيهای فرهنگی، مذهبی و روانی مردم ما و همچنين قوانين و شرايط اجتماعی ما با آمريکا بسيار متفاوت است بنابراين، کتاب و مقاله ای که اعتياد را در آمريکا بررسی کرده است نميتواند برای ما منبع معتبری باشد.

   هرچند در بخشهای دیگر این سایت هم عرض کرده ام ولی لازم میدانم اینجا هم بر این نکته تاکید کنم که هدف اصلی من از این سایت آگاهی دادن به همه هموطنان است، ازينرو سعی میکنم مطالب علمی را تا حد ممکن ساده و روان ارائه کنم.  در مورد علل اعتیاد آنچه که در زير آمده است و مورد باور من ميباشد حاصل ۹ سال تجربه من و نيز تحقيقی است که بر روی ۲۵۰۰ بيمار انجام داده ام. البته اين تحقيق کاملا بی عيب نبوده است و ازجمله نقائص آن که از کمبود امکانات ناشی شده است، محدود بودن آن ميباشد. باين معنی که از بين علل احتمالی اعتياد به ده مورد از علل شايع اکتفا شده است و علل نادر مورد بررسی من قرار نگرفته اند. ضمن آنکه در اين تحقيق به سخنان و اطلاعات ارائه شده از جانب بيماران اکتفا شده است. بهرروی تعدادی از شايعترين علل اعتياد در بيماران مورد مورد مطالعه من بشرح زير ميباشند:

۱ اجتماعی: فاصله یک جوان تهرانی با مواد مخدر ۱۰ دقیقه میباشد. یعنی یک جوان تهرانی از لحظه ای که تصمیم به مصرف دارو یا مواد میگیرد تا بدستش برسد بطور میانگین ۱۰ دقیقه طول میکشد. میگویند در کشور عزیز ما ایران ۱۰ میلیون معتاد تفننی و ۳ تا ۶ میلیون معتاد رسمی وجود دارند. میگویند دامنه اعتیاد از خوابگاههای دانشجوئی دخترانه هم گذشته و به مدارس راهنمائی و دخترانه کشیده شده است.  میگویند و میگویند و ما میشنویم. اما این آمار و ارقام و این اخبار تلخ چه مفهومی دارند؟ این آمار تلخ بیانگر حقیقتی تلختر میباشند؛ مردم ایران در جامعه ای زندگی میکنند که ایشان را به اعتیاد ترغیب میکند. درواقع تسهیلات و امکانات مهمی ( شامل مواد اعتیاد آور و مصرف کنندگانی که از چند طریق میتوانند موجب اعتیاد اشخاص سالم و ادامه اعتیاد بیماران گردند) جهت  شروع اعتیاد و ادامه آن در کشور ما فراهم است! درصد بسیار بالائی از بیماران در تحقیق من(رقم دقيق بعدا درج خواهد شد) به عامل دوست معتاد، محيط آلوده و فراوانی مواد در جامعه، بعنوان علت شروع و ادامه اعتیاد و نيز اعتياد مجدد اشاره کرده اند. تعداد بالای معتاد و مقدار زیاد مواد مخدر در جامعه ما، عامل و معلول گسترش اعتیاد میباشد. از زبان بیماران عرض میکنم که میگویند وقتی شما هر جا میروید بساط مصرف مواد پهن است؛ از جشن عروسی گرفته تا پارتی ها و مراسم های مختلف، از کارگاههای کوچک تولیدی کفش و پوشاک تا کارخانه های صنعتی کوچک، شما یک جا از قبول پیشنهاد دیگران امتناع میکنید، در جای دوم وسوسه خودتان را مهار میکنید، به جای سوم نمی روید و... اما بالاخره تسلیم میشوید.

۲ ناتوانی جنسی ( در آقایان): غالب مواد مخدر (و نه همه شان) در اوائل مصرف، تاثیر مثبتی بر این اختلال دارند و اين ويژگی موجب تمايل بسياری از مردان ايرانی به مصرف مواد مخدر،و بخصوص ترياک، گشته است. در کشورهای پیشرفته، کلینیک های تخصصی وجود دارند که  کادر پزشکی و پیراپزشکی شان در زمینه درمان اختلالات جنسی تخصص دارند. شما نمیتوانید حتی یک نفر را بیابید که بخاطر مشکل جنسی معتاد شده باشد. در ایران ما٬ بیماران مبتلا به ناتوانی جنسی (که تعدادشان بسیار بالاتر از حد تصور است)، اصلا نمیدانند که به کجا مراجعه کنند. ضمن آنکه خصوصیات فرهنگی ما موجب شده تا بحث در این مورد را زشت و شرم آور بدانند. شاید باورش برای افراد غیر پزشک مشکل باشد ولی بسیاری از بيماران، حتی در حضور پزشک هم از بیان اختلالات جنسی خود خودداری میکنند. این افراد که از منطقی ترین راه درمان بیماری خود بواسطه شرم و حیا امتناع کرده اند، به احمقانه ترین روش متوسل میشوند که همان مصرف تریاک میباشد. بطور خلاصه؛ فرهنگ غلط، پایین بودن سطح آگاهی مردم، نبود کادر متخصص در این زمینه، موجب گرایش درصد بالائی از مردان ایرانی به مواد مخدر گشته است. خود اين علل هم عللی دارند که ميتوان به کم کاری نهادهای دولتی و غير دولتی اشاره کرد. دست اندرکاران بهداشتی جامعه، صداوسيما و نشريات ازآن جمله ميباشند.  

۳ بيماری: اين عامل در مورد اعتياد به ترياک صدق ميکند. براساس يک باور غلط و عادت ديرين، مردم ما در مواجهه با بيماريهای مختلف به ترياک پناه ميبرند. پس از اتمام دوره بيماری و رفع آن چيزی که باقی ميماند بيماری ديگريست بنام اعتياد. البته استفاده از ترياک بعنوان يک داروی موثر، اختصاص به ايرانيان ندارد و در ميان ملل ديگر هم در گذشته رايج بوده و ترياک از جانب پزشکان تجويز می شده است. با گذشت زمان و پيشرفت علم پزشکی، از طرفی ماهيت بسياری از بيماريها مورد شناسائی قرار گرفتند و از طرف ديگر داروهای بسياری کشف شدند. درنتيجه، رفته رفته استفاده بيمورد از ترياک منسوخ گشت. متاسفانه در کشور ما چنين نشده است و هنوز هم درصد قابل توجهی از مردم، در مواجهه با برخی بيماريها و اختلالات، بجای مراجعه به پزشک از ترياک استفاده ميکنند. سردرد، بيماريهای روماتيسمی، آرتروز مفاصل و اعمال جراحی (تسکين درد بعد از عمل) اختلالات روحی (همچون افسردگی) مشکلات پيری و سالخوردگی (که در حيطه طب سالمندان قرار دارد) از جمله اين بيماريها و اختلالات ميباشند.

۴ عدم توجه و کنترل والدين: دوره نوجوانی و بلوغ يکی از مراحل مهم و مخاطره آميز در رشد آدمی محسوب ميشود که اگر با نظارت صحيح والدين صورت پذيرد ميتواند سرنوشت خوشايندی برای شخص بهمراه داشته باشد معمولا در اين دوره اولين تماس با مواد مخدر ميتواند روی دهد قبل از آن و در دوران کودکی شرايط بگونه ايست که نه کودک تمايل چندانی به مصرف ماده ای ناشناخته دارد و نه ديگران چنين موقعيتی را فراهم ميکنند ولی غرور نوجوانی وقتی با محيط نامناسب آميخته ميشود، چنانچه مربی و کنترل کننده عاقل و دلسوزی وجود نداشته باشد، ميتواند نوجوان را به ورطه اعتياد و بدتر از آن بکشاند. برداشت من اين است که بين نوجوانان ما و والدين فاصله افتاده است. دلايل اين فاصله متعددند و باين بحث مربوط نميشوند. ولی ميتوان به رشد سريع تکنولوژی و دانش بشری از يک سو و پايين آمدن سطح درآمدها و فقر از سوی ديگر اشاره کرد( البته بعنوان يک عامل از عوامل متعدد) . نوجوانی که سطح سوادش بالاتر از والدينش ميباشد، نوجوانی که در اطراف خود و يا از طريق ماهواره و اينترنت، پيشرفت زندگی انسانها را ميبيند و درميابد که والدينش از برآورده کردن نيازهای معقول و نامعقول او عاجزند، با آن غرور کاذبی که دارد و البته طبيعی هم ميباشد اهميتی به نظر والدين خود قائل نميشود. پدری که قبل از طلوع آفتاب از خانه خارج ميشود و نيمه شب برميگردد کی نوجوانش را ميبيند که بتواند او را کنترل و راهنمائی کند. البته اينها نمونه هايی کوچک ميباشند و دلايل بسيارند.

۵ نقص قوانين: ۶ يا ۷ سال پيش بيماری داشتم که بجرم قاچاق چند کيلو ترياک دستگير شده بود و دوران محکوميت خود را سپری ميکرد. بگذريم از اينکه ايشان در زندان گرفتار اعتياد ميشوند. همين شخص در دوران مرخصی خود که جهت درمان پيش من آمده بود، مجددا ۱۴ کيلو ترياک قاچاق ميکند و دوباره دستگیر ميشود. حدود ۳ سال پيش، پسر اين آقا جهت درمان اعتياد خود به من مراجعه کردند و من از طريق ايشان مطلع شدم که پدرشان محکوم به اعدام شده بوده و خانواده ايشان با دوندگی های بسيار و گرفتن وکيل و هزينه های کلان، موفق به شکستن حکم اعدام و تبديل آن به حبس ابد شده اند. چند ماه پيش شخصی تلفنی با من تماس گرفته اظهار آشنائی کردند و اينکه برای ترک اعتياد خود ميخواهند به من مراجعه کنند. ابتدا نشناختم ولی بعد از معرفی متوجه شدم که بيمار همان آقای قاچاقچی ميباشند. ميدانيد چه شنيدم ؟ آری حکم حبس ابد ايشان هم پس از دوندگی های خانواده محترم و گرفتن وکيل و هزينه های کلان!! شکسته شده و ايشان در مرخصی چند ماهه!!! بسر ميبرند. همين حالا که من اين متن را می نويسم اين شهروند محترم در يکی از شهرهای کشورمان و در يک سفر کاری بسر ميبرند از سه ماه پيش!!!

من بهيچوجه با مجازات اعدام موافق نيستم ولی آيا با وجود قوانين فعلی در مورد اعتياد و قاچاق مواد مخدر و نحوه اجرای آنها ميتوان اميد داشت که از اعتياد و قاچاق کاسته شود؟ جالب آنکه خود مسئولين امر هم به اين نقائص اذعان دارند.

۶ نبود امکانات و شيوه های تفريحی: مواد مخدر موجب خوشحالی و سرخوشی ميشوند و برای دقايقی فرد را از عالم واقعيت دور ميکنند، يا تحمل آن را آسان ميسازد. نياز به تفريح و دور شدن از استرس های روزمره چيزی نيست که بتوان منکر آن شد. تصورش را بکنيد شخصی بويژه يک نوجوان يا جوان قصد رفع خستگی و تفريح دارد. اين شخص کجا ميتواند برود؟ آيا ما تنوع تفريحی داريم؟ آيا امکانات تفريحی ما کافی هستند؟

۷ حرام بودن مشروبات الکلی: درصدی از بيماران به اين مورد اشاره ميکنند که چون مشروب حرام است؛ برای تفريح، يا برای رهايی از افکار ناراحت کننده، و از بين بردن اضطرابات و استرس های روزمره و نيز موقع شرکت در جشن و عروسی نميتوانسته اند از مشروب استفاده کنند و از اينرو جذب مواد و دارو شده اند؛ البته باين اميد و تصور که صرفا بصورت تفريحی مصرف خواهند کرد و بهيچوجه باورشان نميشد که معتاد شوند. 

۸ فقر: فکر نميکنم اثبات فقر در جامعه ما نياز به آوردن دليل و مدرک باشد. بيکاری و نداشتن پول!! نه تنها موجب بروز اعتياد ميشود که درمان اعتياد را هم سخت ميکند.( منظور اين نيست که هرکسی فقير است معتاد ميشود و کسانی که از وضع مادی خوبی برخوردارند معتاد نميشوند، اين يک بحث آماری ميباشد) . نميتوانم رقمی ارائه کنم، ولی بجرات ميتوانم بگويم که بيش از سی يا حتی چهل درصد از مراجعين جهت ترک اعتياد صرفا بخاطر مشکلات مادی از درمان باز ميمانند (ظاهرا درمان را موکول ميکنند به آينده). اگر واقع بين باشيم و شعار ندهيم، بايد قبول کنيم که ترک اعتياد حتما هزينه ميخواهد. مراجعه به کمپ يا درمان با استفاده از داروهای ارزانقيمت و يا تحت نظر بهزيستی برای همه بيماران مقدور و عملی نيست. کاری به اين ندارم که کلينيک های خصوصی و بستری در آنها يا داروهای دست ساز و روشهايی چون سم زدائی فوق سريع و.. علمی هستند يا نه. آنچه مهم است حقيقت جامعه ماست. در حال حاضر چند ميليون بيمار داريم و فقط صد تا يا دويست تا مرکز بهزيستی ( کاری به اين هم ندارم که روش اين مراکز درست است يا نه) پس مراکز بهزيستی کافی نميباشند و ما به اين مراکز خصوصی نيازمنديم و اين مراکز ميتوانند درصدی از بيماران را درمان کنند ( هرقدر هم که کم باشد).

بيماری که قصد درمان دارد؛ غير از هزينه های مستقيم درمان٬ بايد متحمل هزينه های ديگری هم بشود از قبيل: استراحت در منزل يا مسافرت و تفريح. حاضر نشدن در سر کار علاوه بر افت درآمد، خطر از دست دادن شغل را هم بهمراه دارد. فکر ميکنيد چند درصد از بيماران قادر به تقبل اين هزينه ها و ريسک های مادی هستند؟ شايد کمتر از ده يا بيست درصد.

9 اختلالات روحی و پايين بودن اميد به آينده:آمار دقيقی موجود نيست ولی بررسی های پراکنده ای که مثلا بر روی دانش آموزان مناطق بيستگانه تهران صورت گرفته و يا در مورد دانشجويان برخی از دانشگاههای تهران، نشانگر اين واقعيت هستند که افسردگی و اختلالات مشابه در جامعه ايرانی بالاست. رابطه خلق پايين با گرايش به مواد مخدر کاملا واضح است. جوانی که حوصله ندارد، کسل است٬ خيل عظيم بيکاران را و بويژه تحصيلکرده های بيکار را ميبيند، اميد چندانی به آينده نخواهد داشت. کاملا طبيعی است که اين جوان نسبت به خوشيهای زودگذر و کاذب ناشی از مصرف مواد مخدر متمايل شود و بهمان نسبت هم در مقابل ترک اعتياد مقاومت نشان دهد.

۱۰ ژنتيک يا خانواده: در تحقيق من، در ۱۰درصد از بيماران يکی از والدين مبتلا به اعتياد بوده اند و در ۱ درصد موارد هردوی والدين. ضمن آنکه  ۲۴ درصد از بيماران دارای يک يا بيشتر فرد مبتلا در بين اقوام خود بوده اند. البته بجهت تاثير عوامل اکتسابی نميتوان اين موارد را به ژنتيک نسبت داد. هرچند ارتباط اعتياد و ژنتيک توسط محققين اثبات شده است. ولی تحقيقات در اين زمينه کامل نبوده و ما بايد منتظر آينده بمانيم تا محققان موفق به کشف جزئيات امر شوند.

مطمئنا علل پيدايش و ادامه اعتياد به موارد ذکر شده در فوق محدود نميشوند و دلايل ديگری هم وجود دارند که من از ذکر آنها صرف نظر نميکنم و آنچه در پی ميآيد دربرگيرنده ليست نسبتا کاملی از علل پيدايش اعتياد است.  

عوامل زمینه ساز اعتیاد به سه گروه تقسیم بندی میشوند:

۱/ عوامل اجتماعی: کمبود امکانات فرهنگی، ورزشی و تفریحی ، کمبود امکانات حمایتی خدماتی، درمانی و مشاوره ای ، توسعه صنعتی ، مهاجرت ، کمبود فرصت های شغلی ،محرومیت های اقتصادی و اجتماعی ، فرهنگ و آداب و سنن خاص ، نقص قوانین مرتبط با مواد مخدر ، بازار مواد مخدر و وفور آن

۲/ عوامل بین فردی:  خانواده ، مدرسه ، محل سکونت ، دوستان

۳/ عوامل فردی: ژنتیک و وراثت ، نوجوانی ، صفات شخصیتی ، اختلالات روانی ، نگرش مثبت به مواد ، موقعیت های مخاطره آمیز ، تاثیر مثبت مواد بر فرد 

 

|+| نوشته شده توسط دکتر رشاد در شنبه دوازدهم آذر 1384  |
 عوارض و خطرات مصرف کانابیس

کانابیس ـ  عوارض و خطرات

عوارض و خطرات مصرف کانابیس

 

تابحال هيچ موردی از مرگ ناشی از تاثير فوری و مستقيم مصرف تفريحی يا پزشکی کانابيس گزارش نشده است. اما اين بمعنی بی ضرر بودن کانابيس نميباشد

 

    (Smokingدود کردن 

يک امر غير بهداشتی و مضر است. دود حاصله از کانابيس حاوی مقادير زيادی از هيدروکربنهای آروماتيک چند حلقه ای۱ سرطانزا ميباشد. از طرف ديگر مقدار تار۲ موجود در ريه مصرف کنندگان کانابيس، ۴ برابر  مصرف کنندگان سيگار، بتنهايی، است. و مصرف توامان سيگار و کانابيس امکان بروز بيماريهای ريوی را شدت می بخشد. مطالعات اخير، شديدترين اختلالات پيش سرطانی  بافت ريه را در اشخاصی که دو نوع ماده را باهم دود ميکنند، نشان داده اند. موضوع قابل ذکر ديگر در اين زمينه اينکه : غالب افراديکه مصرف کانابيس را متوقف ميکنند زمانيست که به ۳۰ سالگی رسيده اند. از طرفی مطالعات درازمدت ثابت کرده اند که احتمال بروز سرطان ريه در افرادی که مصرف سيگار را قبل از ۳۵ سالگی متوقف ميکنند بسيار جزئی ميباشد. اين موضوع ميتواند در مورد مصرف کنندگان کانابيس هم صادق باشد

    (Paranoiaسوءظن و بدبينی 

از جمله عوارض جانبی روانی بويژه در مراحل اوليه اعتياد؛ اضطراب، هراس۳، بدبينی و احساس سرنوشت بسيار بد ميباشند. البته اين علايم بيش از چند ساعت طول نمی کشند. مواردی از مصرف طولانی مدت گزارش شده اند که شخص دچار انزوا و گوشه نشينی ۴ گشته و با هر مصرف دچار حملات اضطراب و بدبينی ميگردد. نتايج حاصل از مطالعه ای که اخيرا صورت گرفته حکايت از آن دارد که ۱۰ تا ۱۵ درصد از مصرف کنندگان کانابيس در نتيجه دود کردن آن دچار بدبينی و يا پريشانی خاطر ۵ گشته اند. بيش از ۲۷٪ از مصرف کنندگان از اضطراب بعنوان عارضه ای معمول يا گهگاهی نام برده اند. و جالب آنکه حدود ۳۰٪  اشخاص از اين تجربيات منفی بعنوان عاملی که آنها را برای هميشه از مصرف کانابيس باز داشته، ياد کرده اند

   (Schizophrenia)  اسکيزوفرنی 

برداشتها و تفاسير نادرست بسياری در مورد اسکيزو فرنی و مصرف کانابيس وجود دارند. آنچه مورد تاييد همگان است، بروز علائم در اثر مصرف کانابيس در افراديست که به اين بيماری مبتلا هستند، ولی هيچگونه شواهدی دال بر ايجاد بيماری توسط کانابيس وجود ندارد. در مصرف کنندگان قهار، علايم سايکوز سمی ۶ بصورت افکار بيهوده۷ و توهم ۸ ميتوانند بروز کرده مدت زيادی دوام يابند که اين حالت ميتواند با بيماری اسکيزوفرنی اشتباه شود 

(Accident)  تصادفات 

 در آمريکا ۶ تا ۱۱ درصد از قربانيان تصادفات کشنده دارای آزمايشات مثبت از نظر تی اچ سی۹ بوده اند.(البته نتايج الکل هم در غالب اين افراد مثبت بوده است)  کانابيس از طريق اثر بر مخچه و بازال گانگليا قدرت تعادل ، حس وضعيت و هماهنگی حرکات را مختل ميکند و مصرف مقادير متوسطی از آن کيفيت و مهارت رانندگی شخص را پايين مياورد.

سايکوز حاد سمی (Acute Toxic Psychosis) 

مصرف مقادير بالای ماری جوآنا ميتواند اين حالت را ايجاد کند که تشکيل ميشود از علايمی چون: افکار بيهوده، توهمات و از دست دادن شخصيت۱۰ . بعلل ناشناخته ای اين عارضه در مصرف خوراکی«داخل غذا يا نوشيدنی ها» بسيار بيشتر از موارد دود کردن ديده ميشود   

اعتيادزايی (Addiction )

  تصور غلطی که در بين مردم رايج است اعتيادآور نبودن کانابيس ميباشد.هرچند قدرت اعتيادآوری کانابيس در مقايسه با مثلا نيکوتين يا الکل پايين است ولی درصد قابل توجهی از مصرف کنندگان منظم کانابيس به آن اعتياد پيدا ميکنند. اين رقم در انگليس  ۹٪  ميباشد، ضمن آنکه ۵۰٪ از مصرف کنندگان، کنترل کامل و مناسبی بر مصرف خود ندارند. دو ميليون تن  از ۷۰ ميليون آمريکایی که حداقل يکبار کانابيس را تجربه کرده اند مرتبا و بطور روزانه آن را مصرف ميکنند

ايجاد تحمل (Tolerance)

تحمل بسرعت و با چند بار مصرف ايجاد ميشود و پس از چند روز عدم مصرف از بين می رود. مقدار ماده مورد نياز مصرف کنندگان قهار جهت ايجاد اثراتی يکسان با ديگرانی  که از مقادير کمتری استفاده ميکنند تا حدود هشت برابر هم می رسد. «اثر تحريکی کانابيس بر اشتها» برخلاف ديگر اثرات آن تحت تاثير پديده تحمل قرار نميگيرد. 

قطع مصرف (Withdrawal)

شخصی که مرتبا و روزانه کانابيس مصرف ميکند درصورت قطع مصرف دچار علائم زير خواهد شد.  بيخوابی ۱۱، آشفتگی و پريشانی خاطر خفيف ۱۲،تحريک پذيری ۱۳،بيقراری ۱۴،تهوع، اختلالات خواب ،روياهای سخت و تعريق. البته اين علائم خفيف بوده و پس از ۲ تا ۴ روز رفع ميگردند

 


1- PAHs

2- Tar

3- Panic

4- Turning a Corner

5- Confusion

6- Toxic Psychosis

7- Delusion

8- Hallucination

9- THC

10- Depersonalization

11- Insomnia

12- Mild Agitation

13- Irritability

14- Restlessness

|+| نوشته شده توسط دکتر رشاد در شنبه دوازدهم آذر 1384  |
 كانابيس

CANNABIS ADDICTION

 

شاهدانه

    فهرست مطالب

 

گياه شناسی شاهدانه

BOTANICAL CLASSIFICATION  

طبقه بندی گياهی

اسامی شايع

گروه بندی اثرات

مشخصات عمومی

گونه اينديکا

گونه ساتيوا

گونه رودراليس 

مشخصات عمومی 

GENARAL INFORMATION  

مقدمه

تاريخچه

آمار مصرف

پتانسيل سو مصرف

اسامی خيابانی

شکل ظاهری

نحوه مصرف

مشخصات داروئی و شيميائی

PHARMACOLOGY    

طبقه بندی داروئی

شکل ظاهری  

ترکيب شيميائی  

آزمايش های تشخيصی کانابيس

نحوه مصرف

 اثرات و علائم

EFFECTS

مکانيسم اثر

فاکتورهای موثر در نحوه بروز علائم

علائم کوتاه مدت اوليه

مرحله پس از اثرات اوليه 

 

عوارض و خطرات

DANGERS

دود کردن

 سوءظن و بدبينی 

اسکيزوفرنی

 تصادفات

 سايکوز حاد سمی

اعتيادزايی

ايجاد تحمل

 قطع مصرف

مصرف کانابيس همراه با مواد ديگر

Mixing With Other Drugs 

الکل

آمفتامين ها

کوکائين

اکستازی

هروئين

کتامين

ال-اس-دی

قارچ ها

حشيش

ماری جوآنا

تصاوير

|+| نوشته شده توسط دکتر رشاد در شنبه دوازدهم آذر 1384  |
 
 
بالا